|
|
|
|
|
شاید روزی برسد و تو تا جایی بروی که بتوانی روی ماه
قدم بزنی تا جایی بدوی که بتوانی ستاره ها را در آغوش بگیری تا جایی پرواز کنی که پنجه نوازشگر آفتاب را لمس کنی و یا در آبشار رنگین کمان غوطه ور شوی اما هیچگاه نمی توانی نمی توانی و نخواهی توانست تا جایی بروی که بتوانی او را از نزدیک صدا بزنی نام پر طنین و زیبایش را فریاد کنی هیچگاه نمی توانی دستانش را در دست بگیری و یا گرمای حضورش را حس کنی آری نمی توانی و نخواهی توانست ، تا آن زمان که روح |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 6:34 توسط نایب
|
|
||