تبليغاتX
سپنتا ( پاک و مقدس ) - سبز قشنگ
بغض اندوهم گریبان می درد بعد از غروب تلخ باران ...
مانند ستاره ای گذشت از من اما

سلام کرد

با یک نگاه

کار دلم را تمام کرد

پروانه های سبز نگاهش قشنگ بود

با یک نسیم خنده به من احترام کرد

مشتی غزل ز دفتر احساس خود

آورد و در کلاس دلم ثبت نام کرد

 

چیزی به نام عشق ، در اعماق جان من

یکباره با تمام وجودش ... قیام کرد ... نایب


تقدیم به کسی که فقط خدا می دونه چقدر دوستش دارم ... و همه خواننده های نازنین
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387ساعت 18:55  توسط نایب  |