تبليغاتX
سپنتا ( پاک و مقدس ) - آفتاب
بغض اندوهم گریبان می درد بعد از غروب تلخ باران ...

اشکت نهان کرده ای ز رخ ولی چه سود

که نهان رازت از میان رعشه لب پیداست ... نایب

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 6:9  توسط نایب  |